الملا فتح الله الكاشاني

282

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ايشان از آن بموت بعد از آن از اسرار ايشان خبر ميدهد بقوله * ( وَيَحْلِفُونَ بِاللَّه ) * و سوگند ميخورند به خدا * ( إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ ) * كه ايشان از جملهء شمااند يعنى از اهل اسلاماند * ( وَما هُمْ مِنْكُمْ ) * و حال آنكه ايشان از شما نيستند به جهت ابطال كفر * ( وَلكِنَّهُمْ ) * و ليكن ايشان * ( قَوْمٌ يَفْرَقُونَ ) * گروهىاند كه مىترسند از شما كه آن نوع معامله كنيد كه با مشركان ميكنيد از قتل واسر پس تقيه اظهار اسلام ميكنند * ( لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً ) * اگر بيابند پناهى كه بدان التجاء توانند كرد از قلعه يا سر كوهى يا جزيره * ( أَوْ مَغاراتٍ ) * يا غارها در كوه ها يا سردابها * ( أَوْ مُدَّخَلًا ) * يا سوراخى كه در آنجا توانند خزند * ( لَوَلَّوْا إِلَيْه ) * هر آينه روى كنند بدان از ترس شما * ( وَهُمْ يَجْمَحُونَ ) * در حالتى كه ايشان شتابند شتافتنى كه بمنع كسى باز نگردند چون فرس جموح يعنى سركش يعنى اگر منافقان جايى ميدانستند كه به آن ملتجى شدندى و از ترس شما ايمن گشتندى هر آينه بشتاب تمام از شما بر ميگشتند و به آنجا ميرفتند آورده‌اند كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله قسمت غنيمت ميفرمود ابن ابو الجواط منافق گفت صاحب خود را مىبينيد كه صدقات شما را بارباب غنم و مواشى ميدهد و گمان ميبرد كه عدل مىكند آيه آمد كه * ( وَمِنْهُمْ ) * و از منافقان * ( مَنْ يَلْمِزُكَ ) * كس هست كه عيب مىكند تو را و طعن مىزند * ( فِي الصَّدَقاتِ ) * در قسمت صدقه ها و گفته‌اند كه اين آيه در شأن ابن ابو الخويصره تميمى يعنى حرقوص بن زمير كه سر خوارج بود فرود آمد در وقت قسمت غنايم هوازن در روز حنين كه حضرت به جهت تأليف قلوب مسلمانان حظى وافر از غنايم بديشان دادى و بر آن طعن كرد و يا طلاى خالص كه امير المؤمنين عليه السّلام از يمن فرستاده بود حضرت تمام آن را به چهار كس از اشراف عرب عطا فرمود حرقوس جرأت كرده با حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله گفت اعدل يا رسول اللَّه حضرت در جواب گفت كه ويلك ان لم اعدل فمن يعدل اى واى بر تو اگر من عدل نكنم كه عدل كند پس آن حضرت او را و قوم او را مارقين لقب كرد و در ينابيع مذكور است كه امير المؤمنين عليه السّلام را فرمود كه اى على تو با اين قوم قتال كنى و ثعلبى در تفسير خود از ابو سعيد خدرى رضى اللَّه عنه نقل كرده كه من در نهروان حاضر بودم كه مرتضى على عليه السّلام با ايشان قتال كرد و از ابو عبد اللَّه مرويست كه دو ثلث مردمان از اهل اين آيه‌اند و گفته‌اند كه عيب كننده قسمت معتب بن قشير بود كه در قسمت غنايم طعن ميكرد و غرضش جز نفع خود بود چنانچه ميفرمايد كه * ( فَإِنْ أُعْطُوا ) * پس اگر داده شوند * ( مِنْها ) * از صدقات چندانچه دلخواه ايشان باشد * ( رَضُوا ) * راضى و خوشنود شوند و بپسندند